ياسنت لويى رابينو ( مترجم : غلامعلى وحيد مازندرانى )

57

مازندران و استرآباد ( فارسى )

داخل شدن به جنگل از ميان درختان خاردار و درختان گل ابريشم راه خود را تعقيب نموده در نقطه‌اى بنام اسپه رود « 36 » بار ديگر به كنار دريا رسيديم . بعد از عبور از نهرهاى خواجكه‌سر و پلنگ رود به نمك آبرود كه ابتداى كلارستاق بود وارد شديم . نمك آبرود سابقا مرز غربى رستمدار بود . حدود حقيقى رستمدار بگفتهء ظهير الدين از سمت مشرق سى سنگان يا رودخانهء مانهير و از مغرب ملاط بود . وقتى كه در سال 492 هجرى قمرى ( 9 - 1098 مسيحى ) تاج الملوك مرداويج بر ضد برادر خود ، شاه غازى رستم شوريده شاه غازى از استندار شهر نوش بن هزار اسف يارى خواسته و به او وعده كرده بود كه خواهر خود را بوى خواهد داد . ناحيه‌اى از پاى دشت تا سياه‌روز كابين همين خواهر بود . در سال ( 558 هجرى ) علاء الدوله حسن كه شرف الملوك هم لقب داشت و استندار در كار رفع غضب پدرش به او كمك كرده بود ، جانشين پدر خود شاه غازى رستم شد و تمام اراضى از كنس تا اليشرود را به استندار كيكاوس داد . اليشرود از اين جهت حد شرقى رستمدار شد و در سال ( 590 هجرى ) استندار هزار اسف بن شهر نوش كه بر ضد شاه اردشير بن حسن شوريد و با فرقهء اسمعيليه داخل اتحاد شد سرزمين بين سرسخت و ملاط را به اين فرقه داد در سال ( 640 هجرى ) استندار شهر اكيم بن نماور از طرف حكام گيلان مجبور گرديد كه به نمك آورود عقب نشينى كند و اين رودخانه در نتيجهء آن اقدام حد غربى رستمدار شد . از طرف جنوب وسعت رستمدار تا قله كوههايى كه رودخانه‌هاى آن بدرياى خزر ميريزند امتداد دارد و خود اين دريا حد شمالى آنست . رستمدار ، استندر يا استندريه نيز ناميده شده است . اين اسم يا از استن كه بمعنى كوه است مشتق گرديده و يا از استن كه نام يكى از فرمانروايان سابق آن حدود بوده . سرچشمهء نمك آبرود از خشاميان چندان دور نيست . بعد از